X
تبلیغات
رازداری

رازداری

سخنان بزرگان درباره‌ي راز و رازداري

۱-راز پيشرفت در آغاز كردن است. راز آغاز كردن در آن است كه وظايف سخت و پيچيده ي خود را به وظايف كوچكي كه قابل مديريت كردن باشند، بشكنيد و سپس از نخستين آنها آغاز كنيد.((مارك تواين))

۲-راز موفقيت در اين است كه بتوانيم ايده هاي ديگران را كسب كنيم و به مسائل، هم از ديد خود و هم از ديد ديگران بنگريم.((هنري فورد))

۳-راز موفقيت آن است كه شغل خود را جزء سرگرمي هاي خويش قرار دهيد.((مارك تواين))

۴-بالاترين رمز كاميابي اينست كه انسان چيزي بگويد و كاري بكند و چيزي را بخواهد كه ديگران معمولاً آنرا نمي گويند و نمي كنند و نمي خواهند، يا در گفتن و كردن و خواستن آن ترديد دارند.((سعيد نفيسي))

۵-راز موفقيت در زندگي را تنها افرادي آموخته اند كه در زندگي موفق شده اند.((جان كولينز))

۶-قبل از هر چيز ديگر، آماده شدن راز موفقيت است.((هنري فورد))

۷-رمز پيروزي، اراده است.((روبرتسون))

۸-راز موفقيت اين است : هدف را بي وقفه دنبال كنيد.((آنا پاولو فا))

۹-ابليس مانند نيكخواهان پيش مي آيد؛ ابتدا عهد و پيمان مي گيرد، سپس راز مي گويد.((فردوسي))

۱۰-مانند آسمان بخشنده و مانند زمين افتاده باش؛ رمز زندگي همين است.((مولير))

۱۱-راز اندوختن خرد، يكرنگي و بخشش است.((اُرد بزرگ))

۱۲-راز بزرگ زندگي در شكيبايي است و نبايد براي يك آينده مبهم، زمان حال را بر خود تلخ كرد.((ژان داويد))

۱۳-هيچ چيز عوض نمي شود! شما ديدتان را عوض كنيد؛ رمز كار اين است.((كالوس كاستاندا))

۱۴-راز جواني من در اين است كه هر روز چيز تازه اي ياد مي گيريم.((سولون))

۱۵-نمي توان اميد داشت كه آدم هاي كوچك رازهاي بزرگ را نگاه دارند.((اُرد بزرگ))

۱۶-رازها در هنگامه شادي و بازي آدمي است. نكته فراموش شده جهان انديشه، تعريف درست اين حالتها است.((اُرد بزرگ))

۱۸-راز خوشبختي در اين است كه بدانيد ديگران دليل خوشبختي شما هستند.((لرد تنيسون))

۱۹-راز برتري، بزرگي، افتخار و شهرت در خدمت به ديگران است.((برايان تريسي))

۲۰-زندگي رازي بي پايان است، از اين رو كساني كه از دانش سرشار هستند، از زندگي محرومند.((اشو))

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 22:0  توسط سعید میرزایی  | 

رازداری

ضرورت رازداری

هر انسانی در زندگی فردی و اجتماعی خویش، خواه ناخواه اسرار مگو دارد که بایستی در نگه داری آن کوشا باشد. برخی از این اسرار مربوط به خودش و برخی مربوط به خانواده یا جامعه اوست. امروزه با توجه به وجود ابزار پیشرفته و حساس جاسوسی و اطلاعاتی و کاربرد گسترده آنها برای دگرگونی سرنوشت ملت ها، ضرورت رازداری، بدیهی و انکارناپذیر است و گذشته از آنکه فضیلتی اخلاقی به شمار می آید، در نیک بختی انسان ها نیز تأثیر بسزا دارد. امیرمؤمنان علی علیه السلام فرموده است:

اَلظَّفَرُ بِالحَزْمِ وَالْحَزْمُ بِإِجالَةِ الرَّأیِ وَالرَّأْیُ بِتَحصینِ الأَسْرارِ.

پیروزی، به محکم کاری بسته است و آن هم به اندیشه بستگی دارد و اندیشه نیز به نگه داری رازهاست.

ایشان در سخنی دیگر، رسیدن به موفقیت را در سایه رازداری دانسته و فرموده است: «أَنْجَحُ الأُمُورِ ما أَحاطَ بِهِ الکِتمانُ؛ موفق ترین کارها آن است که پنهان کاری آن را فراگیرد». در مقابل، افشای اسرار سبب دوری از موفقیت و حتی سقوط و شکست فرد در راه تصمیم های او می شود، چنان که حضرت صادق علیه السلام فرمود: «اِفشاءُ السِّرِّ سُقُوطٌ؛ برملا کردن راز، (مایه) سقوط است».

هر فرد، خانواده، تشکیلات و جامعه ای، کم و بیش اسرار و اطلاعاتی دارند که دیگران نباید از آنها آگاه شوند؛ زیرا آشکار ساختن آن برای دیگران، چه بسا آسیب ها و گرفتاری های بزرگی در پی آورد.

پیام متن:

رازداری، فضیلتی اخلاقی است که در توفیق یافتن به انجام دادن کارها و پیروزی و نیک بختی انسان ها نقش بسزایی دارد.

حفظ کردن رازهای خود

رازداری بر دو گونه است: یکی، راز دیگران را نگاه داشتن و دیگری، اسرار خود را پوشیدن و آشکار نکردن. فاش کردن رازها، از ضعف نفس و سستی عقل است؛ چه اسرار آدمی از دو حال بیرون نیست: یا بیان گر دولت و سعادت و نیک فرجامی است یا خبر از نکبت و شقاوت و ناکامی می دهد. رازداری در هر دو حال نیکوست؛ زیرا اگر راز، از دولت و سعادت انسان خبر دهد، اظهار آن موجب دشمنی بدخواهان و حسد ابنای زمان و توقع ارباب طمع و دون همتان می شود و اگر راز، از ناکامی و نکبت آدمی خبر دهد، بروز آن، شماتت دشمنان و اندوه دوستان و خفت در نظر ظاهربینان را در پی دارد. همچنین آن که رازدار خویش نیست، نمی تواند اسرار دیگران را حفظ کند، چنان که امام علی علیه السلام می فرماید:

مَن ضَعُفَ عَنْ حِفْظِ سِرِّهِ لَم یَقْوَ لِسِّرِ غَیرهِ.

کسی که نتواند رازدار اسرار خود باشد، نمی تواند اسرار دیگران را نیز حفظ کند.

از سوی دیگر، شخصی که در حفظ اسرارش، ناتوان یا نسبت به آن بی اعتناست، نباید توقع داشته باشد که مردم سرّ او را پوشیده نگاه دارند. امام رضا علیه السلام می فرماید: «لَم یَخُنْکَ الْاَمینُ و لکِن اِئْتَمَدْتَ الخائنَ؛ امین به تو خیانت نکند، تویی که به خیانت کار امانت سپردی».

خامشی به که ضمیر دل خویش با کسی گفتن و گفتن که مگوی
ای سلیم، آب ز سرچشمه ببند که چو پر شد، نتوان بستن جوی
سخنی در نهان نباید گفت که بر انجمن نشاید گفت

سعدی

پیام متن:

اسلام بر حفظ اسرار تأکید دارد؛ زیرا این امر، تمرینی است برای حفظ آبروی خویش و پاسداری از رازهایی که دیگران نزد شخص به امانت گذاشته اند.

رازگشایی

آدمی به رازداری خویش، از هر کسی تواناتر و شایسته تر است و آن گاه که او سرّ دل می گشاید و تأکید می کند که این راز میان ما دو نفر بماند، چه بسا او نیز با دیگری همان راز را در میان نهد و تأکید ورزد که این راز میان ما دو نفر بماند. سپس این عمل سلسله وار ادامه یابد تا جایی که راز آدمی، آشکار و عمومی شود. در این حال، گناه آن جز بر گردن خود شخص نیست که بار نخست، راز خویشتن را بی هیچ تأمل و تدبر به کسی که محرم اسرار و راز نگه دار نبوده، گفته است. چنین شخصی نمی تواند از دیگران به خاطر افشای رازش دل گیر و خشمگین شود؛ زیرا خود نیز پیش از همه از رازداری خویش دست برداشته است. حضرت علی علیه السلام به رازگشایان چنین می فرماید:

وَالْمَرءُ اَحفَظُ لِسرِّهِ وَ رُبَّ ساعٍ فیما یَضُرُّهُ.

و انسان اسرار خویش را بهتر از هر کس دیگری می تواند حفظ کند. بسیارند کسانی که بر زیان خود می کوشند.

بنابراین، آدمی باید مراقبت کند در اینکه چه می گوید و با که می گوید. آیا هر کسی شایستگی شنیدن همه گفته های او را دارد یا خیر؟ ممکن است کسی رازی را بشنود، آن گاه نه از سر دشمنی، بلکه به خاطر نداشتن ظرفیت درونی و آمادگی روحی بر پذیرش آن سخن، ناخودآگاه به افشای آن بپردازد. ازاین رو، حقایقی هست که برای برخی از افراد، به ویژه آنها که دل و جانشان را زنگار هوای نفس و نادانی و لجاجت دربرگرفته است، باید همیشه ناگفته بماند.

به شمشیرم زد و با کس نگفتم که راز دوست از دشمن نهان به

حافظ

پیام متن:

1. آدمی، بیش از هر کس دیگر می تواند رازنگه دار خود باشد.

2. راز را به نااهلان و آنها که از ظرفیت کافی بی بهره اند، نباید سپرد.

حفظ راز شخصی، مقدمه ای برای رازداری دیگران

چنین نیست که انسان راز خویش با هیچ کس نگوید، بلکه گفتن راز و با محرم اسرار درددل کردن، روح و جان را سبک می کند و آدمی با پشتیبانی دیگران دلگرم و آرام می شود که البته در این میان، بهترین رازدار بندگان، خالق ستار و پرده پوشی است که:

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست که آشنا سخن آشنا نگه دارد

حافظ

آن هنگام که پیامبر اسلام از مأموریت هجرت خویش به مدینه باخبر شد، باید شخصی را انتخاب می کرد که این راز را با او در میان نهد تا یاری اش کند. در آن حال، پیامبر خدا(ص) تنها یک تن را یافت که بتواند به او اعتماد کند و این شخص، کسی جز علی علیه السلام نبود و آن گاه مهر اسرار خویش مهر از نزد او گشود که:

رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم با دوست بگوییم که او محرم راز است

حافظ

زمانی که اسرار، نگفتنی است یا شنوای راز، محرم نیست، دل باید صندوق و نگاه دار باشد و از امانت خویش به بهترین صورت امانت داری کند و آن را به گاه ضرورت نیز جز به امانتدار نسپارد و این فرموده زیبای امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در نظر داشته باشد که: «صَدْرُ العاقِلِ صُندُوقُ سِرِّهِ؛ سینه انسان عاقل، صندوق اسرار است».

یکی از ویژگی های پیامبر خدا، امانتداری و رازداری ایشان بود. او هرگز راز کسی را برملا و خیانت در امانت نکرد. ما نیز به پیروی از این معطرترین گل بوستان آفرینش، از افشای هر آنچه به عنوان راز به ما به امانت سپرده اند، باید خودداری کنیم.

غم حبیب نهان به ز گفت وگوی رقیب که نیست سینه ارباب کینه محرم راز

حافظ

پیام متن:

1. گاهی در میان گذاشتن راز با کسانی که محرم اسرار هستند، موجب سبکی روح و آسودگی درون می شود.

2. راز را تنها به اهل آن باید گفت.

عوامل افشای راز

برخی عوامل که به افشای رازها می انجامند، عبارتند از:

1. پرحرفی: اشخاص پرحرف، برای اشباع میل سخن گویی، از هر دری سخن به میان می آورند و یافته های خویش را به دیگران انتقال می دهند. چنین کاری سبب پرده برداشتن از اسرار آدمی می شود.

2. عقده حقارت: در هم نشینی ها گاه از مطالب گوناگون سخن می گویند. افرادی که کمبود شخصیت و ضعف نفس دارند، می کوشند تا با سخنانی جدید، نظر حاضران را به خود جلب و احساس حقارت خود را جبران کنند و بدین ترتیب، برخی رازها را برملا می سازند.

3. دوستی و رفاقت: سومین انگیزه فاش سازی اسرار، دوستی ها و رفاقت هاست. شخص دانای اسرار باید توجه داشته باشد که مرز دوستی و رفاقت را از حریم اسرار پنهانی خویش جدا کند و نه تنها اسرار خود، بلکه اسرار شخصی دیگران را نیز در اختیار دوستانش قرار ندهد. حضرت صادق علیه السلام فلسفه این کار را چنین بیان می فرماید:

لا تُطلِعْ صَدیقَکَ مِنْ سِرِّکَ اِلاّ عَلی مالَوِا اطَّلَعَ عَلَیْهِ عَدُوُّکَ لَم یَضُرَّکَ فَاِنَّ الصَّدیقَ قَدْ یَکُونُ عَدُوُّکَ یَوماً ما.

دوستت را بر آن مقدار از اسرارت آگاه ساز که اگر دشمنت هم آن را بداند، به تو زیان نرساند. شاید دوستت نیز روزی دشمن تو شود.

4. احساساتی شدن و عصبانیت: یکی دیگر از عوامل افشای اسرار، صبر نکردن بر بدی هاست. بسیار اتفاق می افتد که فرد یا افرادی بر اثر ناراحتی از شخصی و سپس احساساتی شدن، اسراری را فاش می سازند، ولی پس از آن، دچار پشیمانی می شوند. بر این اساس، آنهاکه بازیچه احساسات نمی شوند و بر خشم خویش مسلط هستند، بر حفظ اسرار خود و دیگران تواناترند.

پیام متن:

پرحرفی، ضعف شخصیت، اعتماد کامل کردن به دوست و کنترل نداشتن بر احساسات و غضب، از عوامل افشار راز هستند، بنابراین، آنان که نگران افشای راز خود هستند، باید در این مواقع، کاملاً هوشیار باشند.

منبع : www.hawzah.net

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 20:13  توسط سعید میرزایی  | 

رازداری از نظر پیامبر اسلام (ص)

1- هر کس در زندگی شخصی و اجتماعی خود مسائلی دارد که نباید دیگران از آن با اطّلاع شوند. زیرا

اگر دیگران از راز او باخبر شوند، آبروی اجتماعی آن فرد، آسیب می بیند. بنابراین هرگاه کسی، به هر

دلیلی به آن اطلاعات پنهانی دست پیدا کرد، نباید آن را افشا کند و اگر چنین کاری کند، خیانت است.

2ـ اطّلاعات پنهانی انسان ها، اَسرار آنهاست و اَسرار انسان امانت هستند. پس به امانت نباید خیانت

کرد و خیانت کار، گناهکار است و باید طبق قانون مجازات شود.

3ـ پیامبر (ص) فرموده اند: سخنانی که در جلسات خصوصی گفته می شود، امانت است. امانت

 می تواند مادّی و معنوی باشد. گاهی یک کالای مادّی به عنوان امانت در اختیار انسان قرار می گیرد و

گاهی یک چیز یا سخن معنوی که اَسرار زندگی انسان ها است، به امانت در اختیار قرار می گیرد که

بسیار مسئولیت دارد.

4ـ رازپوشی از صفات خداوند متعال است. با اینکه خداوند از اَسرار همه آگاه است، هرگز راز بندگانش را

فاش نمی کند. زیرا او «ستّار» یعنی پوشاننده ی عیب ها است.

5 ـ امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: راز تو بخشی از خون تو است. پس خون خود را نباید در رگ

های غیرخودت به جریان بیندازی. (همان جلد 75)

 ۶ـ حضرت علی (علیه السلام) در مورد رازداری می فرماید: راز تو اسیر تو است؛ اگر آن را آشکار کنی،

تو اسیر او خواهی شد. (غررالحکم ج4)

۷ ـ امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: آشکارکردن راز، موجب سقوط می شود.

8 ـ اطّلاعاتی که مربوط به کشور است هم جزو اَسرار است و نباید آن ها را فاش کرد.

9 ـ حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: حفظ و نگه داری اَسرار موجب پیروزی است. پیروزی موجب

دوراندیشی است و دوراندیشی با تدبیر و بهره گیری صحیح از افکار تحقق پیدا می کند.اندیشه ی

 سفید با رازداری به بار می نشیند.

۱۰ـ رازدارانی که در حکومت اسلامی، اسرار نظام را در سینه ی خود حفظ می کنند، از مقام و جایگاه

والایی برخوردارند تا جایی که حافظان اَسرار، جایگاهی همچون مجاهدان در راه خدا دارند.امام صادق

(علیه السلام) فرموده اند: پنهان نگه داشتن اَسرار خاندان پیامبر (ص) نوعی جهاد در راه خدا است.

(امالی ـ مفید)حضرت علی (علیه السلام) به مالک اشتر دستور دادند: افراد راستگو و وفادار به عنوان

مأموران مخفی، بر اعمال و رفتار کارکنان نظارت کنند.

منبع :  (نهج البلاغه نامه 53)

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 20:6  توسط سعید میرزایی  | 

اهمیت رازداری از دیدگاه قرآن و سنت

از قدیم الایام، همواره تجسس در زندگی دیگران امری نکوهیده و مذموم بوده که مردم از آن نهی می‌شدند. تو خود را به جای دیگران بگذار؛ کیست که دوست داشته باشد اسرار زندگی‌اش هویدا شود و همگان، حکایت تلخ و شیرین زندگی‌اش را بدانند؟ یک لحظه تجسم کن که حرف زندگی خصوصی‌ات را اطرافیان بدانند؛ شاکی می‌شوی؟


مفهوم راز در لغت و اصطلاح


راز به معنای سرّ، آن چه باید در دل نهفته باشد و چیزی که باید پنهان بماند یا به اشخاص مخصوصی گفته شود، است. حفظ اسرار را باید از خدا آموخت. خداوند بیش‌تر و پیش‌تر از هر کس، از اعمال، حالات، رفتار، عیوب و گناهان بندگانش با خبر است، اما حلم، بردباری، پرده‌پوشی و رازداری او بیشتر از همه است.


گـــور خــانـه‌ی راز تــو تـا دل شـود                            آن مـرادت زودتــــر کــامل شـود


گفـت پیغمبر که هر که سرّ نهفت                             زود گــردد بـا مراد خـویش جفت


دانه‌ها، چون در زمین پنهان شود                               سرّ آن، سرسبزی بستان شود


زر و نقــره، گـــر نبــودنـدی نهــان                             پــرورش کـی یـافتنـدی زیـر کان


راز داری


اول: حفظ اسرار دیگران؛ خصوصا اگر کسی انسان را امین خود قرار داده و رازی را نزد او به امانت بگذارد. در حدیثی داریم: مجالس امانتند. امانت همیشه یک شیء مالی و مادی نیست، مطلبی که در یک مجلس بیان شود هم امانت است.


دوم: حفظ راز خویشتن؛ اگر امروز با کسی دوست هستید، حدّ را نگه دارید؛ آن‌چنان که بعد موجب گرفتاریتان نشود.


در روایات می‌خوانیم: حفظ آبروی مومن به اندازه‌ی خون او احترام دارد و ارزشمند است. به همین دلیل، ما هم باید حرمت دیگران را رعایت کنیم و هم باید حرمتی را که خداوند برای ما قرار داده ضایع نکنیم.


با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی


دیدگاه قرآن

«عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا: دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی‌سازد» (جن/ 26)

خداوند متعال، از همه‌ی اسرار مطلع است و از تمام اتفاقات، آگاه؛ اما با این وجود، هیچ کس از اسرار غیب او آگاه نیست. خداوند متعال خود، رازهای بندگانش را می‌پوشاند و به همین دلیل بر رازداری تاکید دارد.


دیدگاه اهل بیت علیهم‌السلام

امام علی علیه السلام: «کسی که در نگهداشتن راز خود ناتوان باشد، در حفظ راز دیگران توانا نباشد.» و یا «راز تو در بند توست. اگر آن را فاش کنی تو در بندش خواهی شد.» و یا «صدرالعاقل صندوق السره: سینه‌ی خردمند، صندوق راز اوست.» و یا «نسبت به دوست خویش هر مهربانی و هر خیرخواهی را می‌توانی، انجام بده؛ اما در یک امر محتاط باش: در نهایت اطمینان و اعتماد، اسرارت را به او نگو.»

نگاه بزرگان

حکایت اول: غلامی طبق سرپوشیده‌ای بر سر داشت و خاموش و بی‌صدا در راهی می‌رفت. شخصی در راه به او برخورد و پرسید: «در این طبق چیست؟» غلام چیزی نگفت. آن شخص به اصرار پرسید تا بداند زیر آن سرپوش که روی طبق کشیده‌اند چیست. غلام گفت: «فلانی! اگر قرار بود که همه‌ی افراد بدانند در طبق چیست، دیگر سرپوش روی آن نمی‌کشیدند!»

حکایت دوم: امام علی علیه‌السلام وقتی برای مالک اشتر رهنمودهای حاکمیت بر مردم را بیان می‌کند، به لزوم رازداری تاکید می‌کند: «از مردم آنان که عیب‌جوترند از خود دور کن، زیرا مردم عیوبی دارند که رهبر امت در پنهان کردن آن از همه سزاوارتر است. پس مبادا آن چه بر تو پنهان است، آشکار گردانی و آن چه که هویداست بپوشانی که داوری در آن چه از تو پنهان است ،با خداوند جهان است. پس چندان که می‌توانی زشتی‌ها را بپوشان تا آن را که دوست داری بر رعیت پوشیده ماند، خدا بر تو بپوشاند.»

برگرفته از تبیان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 19:51  توسط سعید میرزایی  | 

شرح حديثي گهربار از امام رضا(ع) - رازداري، شرط ايمان

حارث بن دلهاث گويد: امام رضا(ع) فرمودند: «مومن مومن نيست مگر اينكه سه خصلت در او باشد، سنتي از پروردگارش، سنتي از پيامبرش و سنتي از مولايش. سنت پروردگارش حفظ اسرار خويشتن است، خداوند مي فرمايد: «عالم الغيب فلايظهر علي غيبه احدا الا من ارتضي من رسول؛ خداوند عالم به غيب است و هيچكس را بر غيبش مطلع نمي سازد مگر كسي را كه بپسندد و از وي راضي باشد، كه همان پيامبران هستند(جن/26 و 27) و اما سنت پيامبر مدارا كردن با مردم است، خداوند پيامبرش را به مدارا كردن با مردم دعوت مي كند و مي فرمايد: «خذ العفو وار بالعرف و اعرض عن الجاهلين» (از مردم بيش از توانشان توقع نداشته باش و با مردم با تسامح رفتار كن و امر بمعروف كن و از سفها و نادانان درگذر و اعراض كن (اعراف/199) و اما سنت از مولايش، صبر در سختي ها و مشكلات است، خداوند مي فرمايد: «و الصابرين في الباساء و الضراء» (در سختي و مشكلات صبر مي كنند (بقره/177)» (عيون اخبار الرضا، ج.1، ص.527)

ابو نصربزنطي مي گويد: حضرت رضا(ع) فرمود از علامات فقه حلم و بردباري و علم و دانش و سكوت و دم فرو بستن و حفظ اسرار است.

ضرورت رازداري

هر انساني در زندگي خويش، خواه ناخواه اسراري دارد كه بايستي در نگه داري آن كوشا باشد. برخي از اين اسرار مربوط به خودش و برخي مربوط به خانواده يا جامعه اوست. لزوم مكتوم ماندن اين اسرار به جهت حساسيت و امكان فراوان سوء استفاده طماعان و دشمنان از آنها در راستاي منافع خود و به ضرر فرد صاحب سر مي باشد. مقوله رازداري فضيلتي اخلاقي به شمار مي آيد. اميرمومنان(ع) مي فرمايند: «پيروزي، به محكم كاري بسته است و آن هم به انديشه بستگي دارد و انديشه نيز به نگه داري رازهاست». در مقابل، افشاي اسرار سبب دوري از موفقيت و حتي سقوط و شكست فرد در راه تصميم هاي او مي شود، چنان كه حضرت صادق(ع) فرمود: «برملا كردن راز، (مايه) سقوط است».

حفظ كردن رازهاي خود

فاش كردن رازهاي خود و ديگران يا حاكي از ضعف نفس فرد و اشتهاي نفساني فرددرجهت سخن پراكني و غيبت در مورد ديگران، يا حسادت و چشم تنگي از موفقيت هاي سري ديگران است و يا اينكه مويد سستي عقل در وي است؛ چراكه اسرار شخصي آدمي از دو حال بيرون نيست: يا بيانگر سعادت اوست يا خبر از شقاوت و ناكامي مي دهد. رازداري در هر دو حال نيكوست؛ زيرا اگر از نوع اول باشد، اظهار آن موجب دشمني بدخواهان و حسد مردمان و توقع طمع كاران مي شود و اگر خبر از ناكامي دهد، فاش شدن آن، شماتت دشمنان، اندوه دوستان و خفت در نظر ظاهربينان را در پي دارد. به تعبير زيباي اميرالمومنين(ع): « راز تو اسير توست، اگر آشكارش ساختي، تو اسير آن شده اي» (غررالحكم، ج.1، ص.437)

البته چنين نيست كه انسان راز خويش با هيچ كس نگويد، بلكه گفتن راز با محرم اسرار، روح و جان را سبك مي كند و آدمي با پشتيباني ديگران آرام مي شود كه البته در اين ميان، بهترين رازدار بندگان، خداوند است. زماني كه اسرار، نگفتني است يا شنواي راز، محرم نيست، دل بايد از امانت خويش به بهترين صورت امانت داري كند و آنرا هنگام ضرورت نيز جز به امانتدار نسپارد و اين فرموده اميرالمومنين(ع) را در نظر داشته باشد: «سينه انسان عاقل، صندوق اسرار است».

حفظ راز شخصي، مقدمه اي براي رازداري ديگران

اسلام بر حفظ اسرار تأكيد دارد؛ زيرا اين امر، تمريني است براي حفظ آبروي خويش و پاسداري از رازهايي كه ديگران نزد شخص به امانت گذاشته اند.آنكه رازدار خويش نيست، نمي تواند اسرار ديگران را حفظ كند. ازسوي ديگر، شخصي كه در حفظ اسرارش، ناتوان يا نسبت به آن بي اعتناست، نبايد توقع داشته باشد كه مردم سر او را پوشيده نگاه دارند. امام رضا(ع) مي فرمايد: «امين به تو خيانت نكند، تويي كه به خيانتكار امانت [يعني راز خود را] سپردي». (تحف العقول، ص.442)

چه بسا انسان از بعضي اسرار ديگران آگاه شود، اما بنا به دستورات دين مي بايست امين مردم بوده و با حفظ اسرار ايشان و عدم آشكارسازي آنها كه به هدفي جز مطامع نفساني رخ نمي دهد، آبروي ايشان را نريخت و برايشان مشكل پديد نياورد. «آبرو» از هر سرمايه اي بالاتر است و با رازداري مي توان «آبروداري» كرد.

حفظ اسرار را بايد از خدا آموخت. خداوند بيش و پيش از هر كس، از اعمال و عيوب و گناهان بندگانش باخبر است، اما ... بردباري و پرده پوشي و رازداري او بيش از همه است. اگر خداوند، كارهاي پشت پرده و پنهاني بندگانش را افشا كند، آيا كسي با كسي دوست مي شود؟ اگر خداوند، «آن كارهاي ديگر » مردم را رو كند، براي چه كسي آبرو و حيثيتي باقي مي ماند؟

متاسفانه در عصر حاضر و در جامعه ايراني سالهاي اخير شاهد بي توجهي محض نسبت به عرض و آبروي مردم و بي مبالاتي شديد در خصوص حفظ و حراست از اسرار و رازهاي شخصي و خانوادگي مردم مي باشيم. با ضعيف شدن پايه هاي اخلاقي در جامعه كنوني شاهد هستيم كه برخي افراد يا به بهانه بردن لذتي موقت و «ايجاد فضا و دقايقي شاد و مفرح» براي خود و دوستان خود، نيز به هدف نابود كردن شخصيت فرد مسلمان و بردن آبروي او اقدام به پخش خصوصي ترين تصاوير و فيلم هاي شخصي افراد مي نمايند. اين عمل، آثار مخرب گسترده اي ازجمله بروز فضاي بي توجهي و بي غيرتي نسبت به ناموس مسلمين را در جامعه اشاعه داده و باعث شيوع فضاي بي اعتمادي در ميان مسلمين مي شود. آيا از حضرت رسول(ص) نشنيده ايم كه حرمت مومن از حرمت كعبه بالاتر است؟ با توجه به اين معضل و ناهنجاري در جامعه پرداختن به مبحث آبروداري و حفظ اسرار ديگران به شدت احساس مي گردد.

منبع: صبح صادق – ش 389

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 19:38  توسط سعید میرزایی  | 

هجرت پیامبر اکرم(ص) به مدینه

با پیشرفت سریع اسلام در شهر یثرب، مقدمات هجرت رسول خدا(ص)و مسلمانان مکه بدان شهر فراهم شد. زیرا مشرکین مکه روز به روز دایره فشار و شکنجه را به مسلمانان تنگتر کرده و آنها را بیشتر می آزردند تا جایی که به گفته مورخین بعضی را از دین خارج کردند.

رسول خدا(ص)نیز در مشکل عجیبی گرفتار شده بود از طرفی ابیطالب و خدیجه دو پشتیبان و حامی داخلی و خارجی خود را از دست داده و این دو حادثه دشمنان را نسبت بدان حضرت بی باک تر و جسورتر ساخته بود و از طرف دیگر دیدن و شنیدن این مناظر رقتباری را که مشرکین نسبت به پیروانش انجام می دادند طاقتش را کم کرده و از جانب خدای تعالی نیز مامور به تحمل و صبر می بود.

نفوذ اسلام در شهر یثرب فرج و گشایش بزرگی برای رسول خدا(ص)و مسلمانان بود و پیغمبر خدا(ص)به مسلمانان دستور داد هر یک از شما که تحمل آزار اینان را ندارد به نزد برادران خود که در شهر یثرب هستند، برود.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 23:7  توسط سعید میرزایی  | 

مرزهای درون خانواده از دیدگاه اسلام

تعالیم اسلام وجود حدود و مرزهایی را بین زیرمنظومه ها و حتی افراد درون خانواده ضروری می داند. زیر منظومه زن و شوهری باید در خانه، اتاقی جدا داشته باشند و سایر اعضای خانواده در ساعات معینی از شبانه روز بدون اجازه وارد این حریم نشوند. در این رابطه در قرآن آمده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید، بردگان شما و کودکان شما که به حد بلوغ نرسیده اند، سه بار در شبانه روز باید از شما کسب اجازه کنند، پس از نماز صبح و نیمروز که لباسهای خود را بیرون می آورید و بعد از نماز عشاء. این سه وقت خصوصی برای شماست،در غیر این سه وقت گناهی بر شما و بر آنان نیست. بر گِرد یکدیگر بچرخید و با هم معاشرت کنید. و چون کودکان شما به سن بلوغ رسیدند، آنها هم باید از شما کسب اجازه کنند ...» (سوره نور، آیه 58). براساس آیات مذکور و روایات معصومین(ع) قراردادن زمانی برای روابط خصوصی زیرمنظومه زن و شوهری از نظر تعالیم اسلام به رسمیت شناخته شده است (وسائل الشیعه، ج14، ص157، 159، 160).

لزوم این فضای روانی برای حل مشکلات شخصی زن و شوهر و حصول حمایت عاطفی آنها از یکدیگر و برون ریزی عاطفی امری ضروری است که همه اعضای خانواده از کوچک و بزرگ باید آن را به رسمیت شناخته و در رفتار به آن پایبند باشند. علاوه بر زن و شوهر سایر منظومه ها نیز به فضای اختصاصی نیاز دارند که باید حتی والدین بدون اجازه وارد محدوده آنها نشوند. هر چه کودکان به دوران بلوغ و نوجوانی نزدیکتر می شوند، به فضای خصوصی نیازمندترند. هر چند این نیاز، اختصاصی به دختر و پسر ندارد، ولی به نظر می رسد قرار دادن فضای خصوصی برای دختران ضرورت بیشتری دارد زیرا به علت ویژگیهای خاص جنس زن، فرصت فراهم آمدن فضای خصوصی برای دختران در بیرون خانواده کمتر است. برای تأمین این شرایط پدر و برادران نباید بدون اجازه وارد این حریم شوند (همان، ص158).

از نظر تعالیم اسلام، بین فرزندان دختر و پسر نیز باید حدود و مرزهایی برقرار شود. زیرمنظومه دختر و پسران هر یک به فضای روانی اختصاصی نیازمندند. لازم است محیط خواب و استراحت والدین و فرزندان بعلاوه دختر و پسر و حتی بین برادران مجزا باشد، به طوری که والدین اتاق جدا، دختران و پسران نیز اتاق جدا داشته باشند و رختخواب تک تک فرزندان نیز از هم مجزا باشد (همان، ص171). بعلاوه ، نوع مراودات و تماسهای خواهر و برادر در سن نوجوانی باید دارای حدود و قیودی باشد (همان، ص152)، تا زمینه هر گونه انحراف رفتاری از بین برود.

رازداری در خانواده از پایه های اعتماد متقابل و بخش دیگری از مرزهای درون خانواده است. در تعالیم اسلام رازداری دارای اهمیت بسیار و از شروط و لوازم ایمان شمرده شده است. به افراد توصیه می شود که این سنت خداوند را برای کمال ایمان در خود ایجاد کنند (بحار، ج75، ص68). در خانواده رازداری از زمینه های سلامت و تعادل خانواده محسوب می شود و باز بودن خانواده و انتقال آسان اطلاعات از آن پذیرفته نیست. حفظ اسرار در خانواده در جنبه های مختلف حیاتی است. مسائل مربوط به روابط خصوصی زن و شوهر باید در محدوده منظومه زن و شوهری باقی بماند (وسائل، ج14، ص154). قرآن زنانی را که حافظ اسرار شوهران هستند مورد تمجید قرار داده و می گوید: «زنان درستکار... اسرار شوهران خود را حفظ می کنند» (نساء، آیه 34). در قرآن به حادثه ای اشاره شده است که دو تن از همسران پیامبر(ص) اقدام به افشاء راز خصوصی می کنند، خداوند این رفتار را انحراف اعلام نموده و به این دو زن توصیه می کند که از این رفتار ناشایست توبه کنند (سوره تحریم، آیه 4). مردان نیز نباید مسائل مربوط به روابط خصوصی خود را به سایرین انتقال دهند. بخش دیگر از اسرار خانواده مربوط به عیوب و نقائص زن و شوهر و فرزندان است. این اسرار باید پوشیده بماند خصوصا در مورد زن و مرد که باید لباس یکدیگر و به عبارتی پوشاننده عیوب هم باشند. در این رابطه تعالیم اسلام بیان عیوب و نقائص دیگران را به کلی نامناسب اعلام کرده، مگر در مواردی که به منظور اصلاح آنها باشد و اصلاح این عیب بدون افشاء آن ممکن نباشد. این رفتار ناشایست که در اسلام با عنوان غیبت آمده است، به خوردن گوشت برادر مؤمن تشبیه شده است (سوره حجرات، آیه 12). محیط خانواده به دلیل فضای خصوصی و مهار کمتر افراد در آن، زمینه مساعدی برای بروز برخی نابهنجاری هاست، ولی انتقال این امور به خارج خانواده غیبت محسوب شده و ممنوع است. علاوه بر اینکه نباید اسرار و عیوب خانواده به دیگران منتقل شود، خود محیط خانواده نیز باید عاری از بیان و شنیدن عیوب و اسرار دیگران باشد. از جنبه های دیگر حفظ اسرار در خانواده حتی عدم افشاء برخی ویژگیها و مزایای مثبت افراد به بیرون خانواده و حتی در مواردی به اعضای دیگر خانواده را شامل می شود. تعالیم اسلام توصیه اکیدی بر پوشاندن اسرار دارد و آشکار نمودن رازها را مذمت می کند (بحار، ج75). اگر اظهار ویژگی مثبت یکی از اعضای خانواده موجب بروز رفتار یا عواطف نابهنجاری مانند حسد در برخی دیگر شود، در این صورت نیز رازداری لازم است. در رابطه بین حضرت یوسف و برادرانشان این واقعیت روشن می شود (سوره یوسف، آیه5).

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 22:54  توسط سعید میرزایی  | 

رازداری

«راز»، به اقتضای حرمتش باید پنهان و پوشیده بماند و گرنه راز نمی شد. در این هیچ

تردیدی نیست.

گفته اند: غلامی طَبَق سرپوشیده ای بر سر داشت و خاموش و بی صدا در راهی می رفت. یکی از افراد، در راه به او برخورد و پرسید: در این طَبَق چیست؟ غلام چیزی نگفت. آن شخص به اصرار پرسید تا بداند زیر آن سرپوش که روی طبق کشیده اند چیست؟ غلام گفت: فلانی! اگر قرار بود که همه افراد بدانند در طبق چیست، دیگر سرپوش روی آن نمی کشیدند!

رازهای درونی افراد نیز همین گونه است. اگر آن را به این و آن بگویید، از «راز» بودن، می افتد.

با مردم بیگانه مگو راز دل خویش

بیگانه، دل راز نگهدار ندارد

راز فاش شده، مثل یک زندانیِ گریخته از محبس است که بازگرداندنش به بازداشتگاه بسیار دشوار است.

تیری که از کمان رها گشت و گلوله ای که از سلاح شلیک شد، دیگر به کمان و سلاح برنمی گردد. «راز»، همان زندانی است، همان تیر و گلوله است و دهان، و سینه تو، همچون زندان. مانند چلّه کمان و مانند خشاب اسلحه، تا وقتی که رها نشده، مصون و پنهان است. همین که از چنگت گریخت و از تفنگت شلیک گشت، دیگر از اختیار تو بیرون رفته است. اگر تا آن لحظه، راز در گروگان تو بود، اینک تو در گرو آنی.

به تعبیر زیبای امیرالمؤمنین(ع):

«سِرُّکَ اَسیرُکَ، فَاِنْ اَفْشَیْتَهُ صِرْتَ اسیرَهُ»(1)

راز تو اسیر توست، اگر آشکارش ساختی، تو اسیر آن شده ای.

به قول سعدی:

خامشی به که ضمیر دل خویش

به کسی گویی و گویی که: مگوی

ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند

که چو پرشد، نتوان بست به جوی(2)

راز فاش شده، مثل یک زندانی گریخته، یا گلوله رها شده

است. باید از فاش شدن راز، جلوگیری کرد.

پس آنچه زمینه برخی کدورتها و گله ها میان افراد می شود، گاهی زمینه اش دست خودِ «صاحب سرّ» است که نمی تواند رازدار خویش باشد. راز را حتی به دوستان هم نباید گفت، اگر واقعا «راز» است و پنهان بودنش حتمی! چرا که همان دوستان صمیمی تو هم دوستان صمیمی دیگری دارند. همان افراد مورد اعتماد هم به کسان دیگری «اعتماد» دارند، آنان هم به «همه کس» نمی گویند، ولی به «بعضی» چطور؟ شاید!

باز هم به قول شاعر شیراز، سعدی حکیم:

«رازی که پنهان خواهی، با کسی در میان منه، اگر چه دوست مخلص باشد، که مر آن دوست را دوستانِ مخلص باشد!»(3)

نگهبانان راز، هر چه کمتر باشند، محفوظ تر است. برخلاف نگهداری از چیزهای دیگر که زیادی نگهبانان، آن را سالمتر نگاه می دارد. اسرار، هر چه صندوقهای متعددتر داشته باشد، ناامن تر و در معرض فاش شدن است. «کلّ سرٍّ جاوَزَ الأثنینِ شاعَ».

هر رازی که از دو نفر فراتر رفت پخش خواهد شد.

کدام راز؟

علاوه بر رازهای خودتان، اسرار مردم نیز همان حکم را دارد. همان طور که باید ظرفیت نگهداری از راز خودت را داشته باشی و آن را پیش دیگران نگویی، رازی را هم که کسی با تو در میان گذاشته، یا از اسراری به نحوی آگاه شده ای، باید نگهبان و امین باشی. قدرت رازداری و ظرفیت حفظ اسرار را هم باید نسبت

افشای اسرار دیگران، گاهی زمینه کدورتها و دشمنیها

می شود. «رازداری»، کمک به تداوم دوستیها و سلامت رابطه ها می کند.

به آنچه به خود و زندگیت مربوط است داشته باشی، هم نسبت به دیگران و اسرارشان.

افشای اسرار، نشانه ضعف نفس و سستی اراده است. به عکس، «کتمان راز» دلیل قوت روح و کرامت نفس است و ظرفیت شایسته و بایسته یک انسان را می رساند. نگهبانی از «راز مردم» و «راز نظام» هم از تکالیف اجتماعی است.

«حفظ لسان» و «کنترل زبان» در مباحث اخلاقی و روایات، جایگاه مهمی دارد و به موضوعاتی چون: دروغ، غیبت، افتراء، لغو و بهتان و در بخشی هم به «رازداری» مربوط می شود. کسی که نتواند رازدار مردم باشد، گرفتار یک رذیله اخلاقی و معاشرتی است و باید در رفع آن بکوشد. تقوا و تمرین می تواند راهی مناسب به شمار آید.

اسرار مردم

چه بسا انسان از بعضی اسرار دیگران آگاه شود، اما باید امین مردم بود و آبرویشان را نریخت و برایشان مشکل پدید نیاورد.

حفظ اسرار را باید از خدا آموخت. خداوند بیش و پیش از هر کس، از اعمال و حالات و رفتار و عیوب و گناهان بندگانش باخبر است، اما ... حلم و بردباری و پرده پوشی و رازداری او بیش از همه است. اگر خداوند، کارهای پشت پرده و پنهانی بندگانش را افشا کند، آیا کسی با کسی دوست می شود؟ اگر خداوند، «آن کارهای دیگرِ» مردم را رو کند، برای چه کسی آبرو و حیثیّتی باقی می ماند؟ خداوند، کریم است و آبروداری و خطاپوشی می کند و زشتکاریهای پنهانی مردم را فاش نمی سازد، و گرنه کیست که در برابر افشاگریهایش بتواند تاب آورد؟ این همان است که در دعای کمیل می خوانیم: «وَ لا تَفْضَحْنی بِخفیِّ مَآ اطّلَعْتَ علیه مِن سِرّی ...»

باری ... «امانت»، تنها در باز پس دادن فرش همسایه یا مراقبت از گلدانهای او نیست.

افشای راز مردم، نشانه سستی اراده و ضعف ایمان و گاهی

برای خودنمایی است. باید «امین مردم» بود و گوهر راز را در صندوق سینه نگه داشت.

«آبرو» از هر سرمایه ای بالاتر است و با رازداری می توان «آبروداری» کرد. کسی که از عیب پنهان و راز مخفی کسی مطلع می شود و آن را در بوق و کرنا می کند، گناهکار است و مدیون حق مردم. تعجب است که گاهی رازهای خصوصی بعضی خانواده ها زبان به زبان نقل می شود و صغیر و کبیر از آن آگاهند!

حضرت رضا(ع) در حدیثی فرموده است: مؤمن، هرگز مؤمن راستین نخواهد بود مگر آنکه سه خصلت داشته باشد: سنتی از پروردگار، سنتی از پیامبر و سنتی از ولیّ خدا. آنگاه سنت و روشی را که مؤمن باید از خدا آموخته و به کار بندد، «رازداری» معرفی می کند: «وَ امّا السُنَّةُ مِنْ رَبّهِ کِتمانُ سِرِّهِ»(4)

اگر حرفی را از کسی شنیدی که راضی به نقل آن برای دیگری نبود، نقل آن گناه است. اگر بیان یک راز، آبروی خانواده ای را به خطر اندازد، فردای قیامت مسؤولیت دارد و پاسخ گفتن به آن بسیار دشوار است.

رازداری را باید از خدا آموخت. اگر آنچه را خدا از اسرار

بندگانش می داند، فاش سازد، همه رسوا می شوند. رازداری از سنتهای خدایی است.

اسرار نظام را هم باید از چشم و گوش دشمنان پنهان داشت،

تا با سهل انگاری حق پرستان به «جناح حق» ضربه وارد نشود.

چرا غیبت حرام است و زشت ترین معصیت؟ چون خمیرمایه اش همان افشای اسرار و بدیها و معایب دیگران است. مگر آبروی رفته را می توان دوباره بازگرداند و مگر آب ریخته را می توان جمع کرد؟

اگر از اختلافات خانوادگی زن و مردی خبر داری، چه نیازی و لزومی به طرح و افشای آن؟

اگر در کسی نقطه ضعفی سراغ داری، با کدام حجّت شرعی و مستمسک دینی آن را فاش و پخش و بازگو می کنی؟

مگر می توان هر چه را دانست، گفت؟

مگر گفتن هر راستی واجب است؟

اسرار نظام

برخی از اسرار، به یک نظام و حکومت یا تشکیلات مربوط می شود که باید محفوظ و مکتوم بماند. اسراری که مهمتر و حیاتی تر از رازهای شخصی یک فرد است و فاش شدنش برای دشمن، ضررهای جبران ناپذیری برای خودی در پی دارد.

همان طور که خراب بودن قفل در خانه تان را نباید دیگران بدانند، و همان سان که نابسامانی اوضاع داخلی زندگی شما، نباید به ملأ عام و بر سر زبان مردم کشیده شود، اوضاع درونی یک نظام نیز جنبه «راز محرمانه» پیدا می کند و برخی اطلاعات مربوط به امور نظامی و سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی، جزء اسراری می شود که از چشم و گوش دشمنان باید پوشیده بماند.

عملیات موفق در جبهه، مدیون رازداری در حدّ اعلاست. رسول خدا(ص) در جنگها از این شیوه بهره می گرفت و نقشه جنگ و برنامه عملیات و گاهی هدفِ حرکت نظامی و اعزام نیرو و نفرات را پنهان می داشت. در تاریخ اسلام، چه ضربه هایی که به «جناح حق»، از طریق سهل انگاری حق پرستان خورده است! در نهضت مسلم بن عقیل در کوفه، مگر جاسوس ابن زیاد به نام «معقل» نبود که با شیوه ای مزوّرانه اعتمادِ «مسلم بن عوسجه» را جلب کرد و از مخفیگاه مسلم آگاه شد و کار به دستگیری و شهادتِ «هانی» و سپس «مسلم» انجامید؟ مگر می توان به هر کس که چهره ای انقلابی و خودی از خود ارایه داد، به این زودی اعتماد کرد و سفره دل را پیش او گسترد؟ یا مگر از پشت تلفن رواست که انسان هر چه را بگوید؟ شنود دشمنان و مغرضان چه می شود؟ و خویشتن داری و «کفّ نفس» و حفظ زبان به کجا می رود؟

چه حکیمانه است این سخن امام صادق(ع):

«لا تُطلعْ صَدیقَکَ مِنْ سِرِّکَ اِلاّ عَلی ما لَوْ اَطْلَعْتَ عَلیهَ عَدُوّکَ لَمْ یَضُرَّکَ فاِنّ الصّدیقَ قَدْ یَکُونُ عَدُوّا یوما ما».(5)

دوست خود را از اسرار خود، به اندازه و حدّی مطلع ساز که اگر آن اندازه را به دشمن بگویی نتواند به تو زیان برساند، چرا که گاهی دوست، ممکن است روزی دشمن شود!

این کلام امام معصوم، چه زیبا در کلام سعدی انعکاس یافته است که:

«... هر آن سرّی که داری، با دوست در میان منه، چه دانی؟ که وقتی دشمن گردد!»(6)

انگیزه فاش ساختن راز

در حکمتهای بلند بزرگان آمده است: «صدور الاحرار، قبور الاسرار». سینه های آزادمردان، گور رازهاست. باید دلی پاک و ایمانی محکم و اراده ای استوار داشت، تا به افشای راز این و آن نپرداخت. اگر انسان بتواند هر چه کمتر از اسرار مردم مطلع باشد، بهتر است و احتمال فاش کردن آن هم کمتر.

راهها و مسیرهایی که انسان را در جریان «اطلاعات» و «اسرار» قرار می دهد، اینهاست:

1ـ «پرحرفی». از لابه لای پرحرفیهای انسان، بسیاری از «اسرار مگو» از زبان می پرد. درمانش نیز کم حرفی است.

2ـ «خودنمایی». این خصیصه، بیشترین ضربه ها را می زند. یعنی وانمود کردن اینکه انسان در جریان است و با «بالا»ها ارتباط دارد و اخبار دست اول را می داند یا آدم مهمی است، سبب می شود خیلی از اسرار را (چه شخصی و چه مربوط به نظام) باز بگوید.

3ـ «دوستی». آنان که روی رفاقت و صمیمیت، اسرار محرمانه را می گویند و به عواقب آن بی توجهند، گاهی دوستانه دشمنی می کنند!

4ـ «وسایل ارتباط جمعی». گاهی آنچه از طریق رسانه ها، بی سیم، تلفن، جراید، عکس و فیلم، نامه، حرفهای عادی مردم کوچه و بازار و در مجالس و محافل مطرح می شود، رازها را فاش می سازد. و ... برخی علتها و راههای دیگر.

ولی باید توجه داشت که راز، همچون شریان حیاتی تو و جامعه و انقلاب تو است. پاسداری از آن هم بر عهده تو است. چه ژرف و زیباست این کلام حضرت صادق(ع):

«سِرُّکَ مِنْ دَمِکَ فلا یَجرینَّ مِنْ غیرِ اَوداجِک»(7)

راز تو از خون تو است، پس نباید جز در رگهای خودت جاری شود!

و مگر «خون»، عامل بقای انسان نیست؟ و اگر خون از بدن برود، جان هم پر می کشد. اسرار هم همین حکم را دارد.

گفتن هر سخنی در هر جا

نبود شیوه مردان خدا

هر سخن، جا و مقامی دارد

مرد حق، حفظ کلامی دارد

حاصل کار دهد باد فنا

گفتن هر سخنی در هر جا

باری ... باید زبان را در حفظ راز، یاری کرد. راز، امانت است. در حفظ آن باید کوشید. چه بسا اختلافها و کدورتهایی که ریشه در افشای اسرار این و آن دارد.ادامه دارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ غررالحکم، آمدی، ج1، ص437.

2ـ گلستان سعدی، باب هشتم، آداب صحبت.

3ـ همان.

4ـ میزان الحکمه، ج4، ص426.

5ـ همان، ص428 به نقل از بحارالانوار.

6ـ گلستان سعدی، باب هشتم.

7ـ بحارالانوار، ج72، ص71

منبع : http://www.hawzah.net

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 22:43  توسط سعید میرزایی  | 

رازداري و خطاپوشي

قال رسول الله (ص): «للمسلم علي اخيه ثلاثون حقا لابراءه له منها الابالاداء او العفو... يقيل عثرته؛

رسول خدا(ص) فرمودند: مسلمان در برابر برادر مومنش سي حق دارد كه از اين حقوق رهايي نيابد، مگر

به دو صورت: 1 - اداي حقوق 2 - گذشت برادر مومن از حقوق خود. (يكي از اين حقوق عبارت است از:)

گذشتن از خطاي برادر مومن».‏

آيا تا كنون براي شما پيش آمده است كه بر عيب دوست، همكار، همكلاسي يا يكي از خويشاوندان خود

آگاه شويد يا از خطا و لغزشي كه ديگري مرتكب شده است، اطلاع پيدا كنيد؟ به يقين، براي هر كس

چنين اتفاقي افتاده است. شما در چنين مواقعي چه مي‌كنيد؟ آيا سعي مي‌كنيد به هر كس كه

رسيديد، به عنوان يك خبر دست اول، عيب و خطاي دوست و همكارتان را منتقل كنيد يا اينكه نه، به قول

معروف «شتر ديدي نديدي» چشم را بر هم مي‌گذاريد و از پخش كردن آن موضوع پرهيز مي‌كنيد؟ هر كس

به وجدان خود مراجعه كند، تصديق مي‌كند كه كار دوم پسنديده تر است و بيشتر به سلامت اجتماع كمك

مي‌كند. به نظر شما اجتماعي كه در آن، همه با روحيه اعتماد و اطمينان نسبت به يكديگر برخورد

مي‌كنند و درصدد عيب جويي از ديگران برنمي آيند، براي زندگي مناسب تر و سالم تر است يا اجتماعي

كه در آن هر كس درصدد يافتن عيبي از ديگران يا نقطه ضعفي از اطرافيان خود است تا روي آن دست

گذارد و همه جا پخش كند؟

مكتب حيات بخش اسلام و پيشوايان گرانقدر آن، پيوسته به عنوان يك اصل در روابط ميان برادران

مسلمان بر اين نكته پافشاري كرده اند كه نبايد در برخورد با ديگران همواره دنبال نقاط ضعف و لغزشهاي

آنان و در پي عيبجويي و خرده گيري از ايشان بود، بلكه مي‌بايست اساس برخورد را بر صحت و سلامت

ديگران قرار داد و اگر خداي نخواسته در موردي ثابت شد كه فلان شخص خطايي را مرتكب شده است،

بايد از پخش آن خودداري كرد. از همين رو پيامبر اكرم (ص) يكي از حقوق برادران مسلمان نسبت به

يكديگر را اين مي‌داند كه عيب پوش يكديگر باشند و پرده حجاب را از اعمال مخفي ديگران كنار نزنند.

حضرت در اين باره مي‌فرمايد: «من علم من اخيه سيئه فسترها ستر الله عليه يوم القيامه؛ هر كس از

گناه برادر ديني اش آگاه شود، ولي آن را پوشيده دارد، خداوند نيز در روز قيامت، گناهان او را پوشيده

مي‌دارد»(كنزالعمال، ص 250). نيز مي‌فرمايد: «اي گروه كساني كه به زبان ايمان آورده‌اند، ولي ايمان در

قلب آنها وارد نشده است، به دنبال خطاها و لغزشهاي مومنان نباشيد، زيرا هر كس لغزش و خطاي

مخفي مومن را دنبال كند(تا او را بي آبرو سازد)، خداوند نيز در مقابل، اعمال زشت و لغزشهاي او را دنبال

مي‌كند و (در همين دنيا) او را رسوا مي‌سازد، حتي اگر در گوشه اي از خانه خود خلافي مرتكب شده

باشد»(بحارالانوار، ج75، ص 214). جمله «اگرچه در درون خانه اش باشد» به روشني حكايت از آن دارد

كه اين رسوايي در دنياست، اگرچه براي چنين فردي، رسوايي قيامت هم رقم مي‌خورد.‏پس اگر دوست

داريم كه خداوند ما را رسوا نسازد و پرده از اعمال زشتمان برندارد، بايد سعي كنيم خود نسبت به ديگران

اين گونه باشيم و اگر خداي نخواسته از كساني باشيم كه از بي آبرويي و هتك حيثيت ديگران شادمان

مي‌شوند و همواره گوش به زنگ و منتظر هستند تا لغزشي از ديگران مشاهده كنند و به رخ آنها بكشند،

بايد منتظر باشيم كه خداوند نيز سرانجام ما را رسوا و انگشت نماي مردم سازد. ‏نكته قابل توجه اينكه

«عثرت» به معناي لغزيدن و زمين خوردن آمده است و درباره خطاهاي بزرگ صدق مي‌كند؛ ولي «زلّت» در

مورد خطاهاي كوچك و ناگهاني است. اگر بدون اختيار از كسي خطايي سر زد، آن را «زلّت» گويند. ولي

«عثرت» به اشتباهي گفته مي‌شود كه شخص آگاهانه در پرتگاه شهوت و غضب سقوط مي‌كند. اين نوع

خطاي بزرگ را به شكل معمول نمي توان ناديده گرفت؛ ولي رسول خدا(ص) در كلام صدر بحث، گذشت

«عثرت» را از جمله حقوق اهل ايمان بر يكديگر مي‌شمرد كه اين از عظمت حقوق ايشان حكايت دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 16:44  توسط سعید میرزایی  | 

رازداري چيست؟

رازداري همان حفظ اسرار، و پنهان داشتن مسائل خصوصياست که مردم نبايد از ان اطلاع حاصل نمايند.

انواع رازداري:

موراد بسياري هست که يک مسلمان بايد در آن رازداري خويش را حفظ نموده و موضوع را براي هيچ کس بازگو ننمايد، از جمله:

رازداري و حفظ اسرار:

مسلمان درحفظ اسرار نهايت سعي خود را مي کند، حال اين اسرار مربوط به خوداو باشد يا آنکه مربوط به شخص ديگري باشد به او اعتماد نموده است. درصورتنگاهداشتن اسرار توسط تو، احساس امنيت و آرامش کرده و درغير اينصورت درمعرض خطر و ضرر و زيان خواهد بود.

حفاظت مسلمان از اسرار ديگران نشانگر امانت داري اوست و دليل اعتماد مردمبه او و در راستي گفتارش شک نداشته باشند. اما درصورتيکه انسان رازدارينبوده و اسرار ديگران را فاش مي کند، مورد تنفر مردم بوده و کسي به اواعتماد نمي کند. پيامبر صلى الله عليه و سلم فرموده است: (إذا حدَّثالرجلُ الحديثَ ثم التفت فهي أمانة) [ترمذي] يعني: "وقتي کسي سخني گفت ورويش را برگرداند، (سخن او نزد شما) امانت است." زماني که پيامبر صلى اللهعليه و سلم قصد غزوه اي داشت، تا وقتي که لشگر تجهيز و آماده ي نبرد ميشد، کسي را از زمان و مکان آن باخبر نمي ساخت.

بزرگان در مورد رازداري و فاش نساختن سر گفته اند: کسي که رازش را فاشسازد کارهايش تباه گردد و آنکه رازش را نگاه داشت، کارهايش به سامان است. و نيز گفته اند: ضعيف ترين انسان کسي است از مخفي داشتن راز خويش ناتوانباشد.

حضرت عمر بن خطاب -رضي الله عنه- مي گويد: کسي که راز خويش نهان دارد، در کارهايش صاحب اختيار امور است.

و مي فرمايد: راز خويش را هرگز بر کسي آشکار نمي سازم تا بعد او را ملامتنکنم، تا دلم از آن جهت تنگ تر نگردد.(که چرا رازم فاش گشته است.)

حضرت علي -رضي الله عنه- مي گويد: راز تو چون اسيري در دست توست و زمانيکه آن را برزبان راندي تو در دست آن اسير مي گردي.

شعري در اين زمينه مي گويد:

إذا المـرء أَفْـشَي سِـرَّهُ بلسانــه
ولام عليه غيرَهُ فَهـو أحـمـــقُ
إذا ضاق صدر المرء عن سر نفـسـه
فصـدر الذي يُسْتَوْدَعُ السِّرَّ أَضْيَـقُ

معني:
"آنکه راز خويش بر زبان راند و آنگاه
ديگران را به فاش کردنش ملامت کند نادان است
چون اگر تو سينه ات نتوانست رازت نگاه دارد
بدان که سينه ي ديگران براي آن تنگ تر است."

مخفي داشتن اهداف:

وقتي که مسلمان قصد انجام کاري به بهترين نحو ممکن را داشته باشد، بهتراست که آن را تا هنگام به انجام رسيدن و پايان کار، آن را پنهان داشته وبا هرکس که برخورد مي کند در مورد آن صحبت ننمايد. پيامبر خدا صلى اللهعليه و سلم براي دست يافتن به اهداف و نتايج مطلوب در کارها به رازداري ونهان داشتن آن موضوع توصيه نموده و مي فرمايد: (استعينوا على إنجاحالحوائج بالكتمان، فإن كل ذي نعمة محسود) [طبراني و بيهقي] يعني: "دربرآورد حاجات خويش رازداري پيشه کنيد، چرا که هر صاحب نعمتي مورد حسادتديگران است."

کتمان اسرار منزل:

چيزي که در خانه مي گذرد را بايد همچون رازي نهفته داشته و براي ديگرانبازگو نکرد. روابط ميان فرد و همسرش را کتما نموده و براي سايرين چيزي ازآن را فاش نسازد، چرا که آن امانتي است در اختيار وي.

دراين باره پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (إن من أَشَرِّ الناسعند الله منزلة يوم القيامة، الرجل يُفْضِي إلى المرأة وتفضي إليه ثم ينشرسرها) [مسلم] يعني: "همانا از بدترين مردم در نزد خدا از روي مرتبه در روزقيامت، مرديست که با زن همبستر مي گردد و زن با او همبستر مي گردد، سپسراز زن را آشکار مي کند."

كتمان عيب ديگران:

انسان مسلمان درباره ي ديگران حرفي نمي زند که باعث آزار آنان گردد و چشمخويش از حرام فرومي پوشاند. خداوند متعال کساني را که اقدام به بي آبرونمودن مسلمانان مي ننمايند را به عذابي دردناک بيم داده و مي فرمايد: {إنالذين يحبون أن تشيع الفاحشة في الذين آمنوا لهم عذاب أليم في الدنياوالآخرة والله يعلم وأنتم لا تعلمون} [نور: 19] يعني: "كسانى كه دوستدارند كه زشتكارى در ميان آنان كه ايمان آورده‏اند شيوع پيدا كند براىآنان در دنيا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود و خدا[ست كه] مى‏داند و شمانمى‏دانيد."

وقتي فرد مسلمان مرتکب معصيتي شد ه يا گناهي از او سر مي زند، آن را پيشخود پنهان مي دارد و نزد مردم در مورد ان چيزي نمي گويد و البته به سويتوبه روي آورده و از خداوند طلب امرزش مي کند. افرادي نيز هستند که بهگناهان خويش افتخار نموده و آن را پيش ديگران بازگو مي نمايند، پيامبر خداصلي الله عليه و سلم آنان را "مجاهرين" يعني اعلان گران ناميده است کهشامل عفو و بخشش خداوند نمي گردند. آن حضرت درباره ي آنان مي فرمايد: (كلأمتي معافًى إلا المجاهرين، وإن من المجاهرة أن يعمل الرجل بالليل عملا،ثم يصبح وقد ستره الله، فيقول: يا فلان عملتُ البارحة كذا وكذا، وقد باتيستره ربه، ويصبح يكشف ستر الله عليه).
[متفق عليه] يعني: "همه ي امتم مورد عفو قرار مي گيرند، مگر اعلانکنندگان، و از زمره ي اعلان اين است که مرد در شب عملي را انجام دهد، وباز صبح کند، در حاليکه خداوند آنرا بر وي پوشيده داشته، و بگويد اي فلانمن ديشب چنين و چنان کردم، در حاليکه شب را سپري کرده و خداوند آنرا بر ويپوشيده، و او صبح کرده و آنچه را که خدا پوشيده داشته ظاهر مي کند"

كتمان و رازداري حرام:

گفتيم که رازداري کاري است پسنديده و پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم برآن تأکيد فراوان داشته اند، اما مواردي هست که جايز نيست آن را کتماننموده و بلکه لازم است آن را کاملاً بازگو کرده و در اين حالت نه گناه استو نه ايرادي بر آن وارد است. از جمله ي موارد مذکور اين ها هستند:

شـهادت و گواهي:

جايز نيست که انسان مسلمان شهادتي را کتمان ننمايد. بلکه بر او واجب استکه آن را مطابق آنچه ديده است بيان نموده و چيزي را از قلم نياندازد. خداوند متعال به کتمتان ننمودن شهادت فرمان داده و مي فرمايد: {ولا تكتمواالشهادة ومن يكتمها فإنه آثم قلبه} [بقرة: 283] يعني: "و شهادت را كتمانمكنيد، و هر كه آن را كتمان كند قلبش گناهكار است‏، و خداوند به آنچهانجام مى‏دهيد داناست "
همچنين پروردگار متعال مي فرمايد: {ومن أظلم ممن كتم شهادة عنده من اللهوما الله بغافل عما تعملون} [بقرة: 140] يعني: "و كيست‏ستمكارتر از آن كسكه شهادتى از خدا را در نزد خويش پوشيده دارد و خدا از آنچه مى‏كنيد غافلنيست."

خريد و فروش:

فروشنده ي مسلمان وظيفه دارد که در مورد کالايي که مي فروشد هرچه مي داندبيان داشته و در معامله صداقت داشته باشد تا آنکه خداوند متعال در تجارت ومعاملاتش برکت و فزوني قراردهد. رسول خدا صلى الله عليه و سلم در اينزمينه فرموده است: (الْبَيِّعان بالخيار ما لم يتفرقا، فإن صدقا وبيَّنابُورِكَ لهما في بيعهما، وإن كتما وكذبا مُحِقت بركة بيعهما) [بخاري] يعني: "هردو معامله کننده (فروشنده و خريدار) اختيار دارند تا زماني که ازهم جدا نشوند، و اگر راست گفتند و بيان نمودند در معامله شان برکت نهادهمي شود. اگر پوشيدند و دروغ گفتند، برکت معامله شان از ميان مي رود."

علم و دانش:

جايز نيست که فرد مسلمان علم را کتمان نمايد. پنهان کردن علم گناهينابخشودني و بزرگ است و مستوجب شديدترين مجازات ها از جانب خداوند بوده ولعنت خداوند شامل حال وي خواهد بود.
پروردگار متعال در قرآن کريم مي فرمايد: { إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَمَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُلِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُاللَّاعِنُونَ} [بقرة: 159] يعني: " كسانى كه نشانه‏هاى روشن و رهنمودى راكه فرو فرستاده‏ايم بعد از آنكه آن را براى مردم در كتاب توضيح داده‏ايمنهفته مى‏دارند آنان را خدا لعنت مى‏كند و لعنت‏كنندگان لعنتشان مى‏كنند."

همچنين مي فرمايد: {ولا تلبسوا الحق بالباطل وتكتموا الحق وأنتم تعلمون} [بقرة: 42] يعني: " و حق را به باطل درنياميزيد و حقيقت را با آنكه خودمى‏دانيد كتمان نكنيد."

در روز قيامت پنهان دارنده ي علم چنان برمي خيزد که افساري از آتش بر دهاناوست، بخاطر کتمان علم و بخلي که داشته و بدليل آنکه مردم را از علم خويشبي بهره ساخته است. پيامبر صلى الله عليه و سلم فرموده اند: (من سئل عنعلم فكتمه، ألجمه الله بلجام من نار يوم القيامة) [ابوداود و ترمذي و ابنماجه] يعني: " کسي که از او در باره ي دانشي بپرسند و او آن را بپوشاند،در روز قيامت به لگامي از آتش لگام کرده مي شود."

بنابراين انسان مسلمان بايد که علم و دانش خويش و نيز شهادت حق را هرگز پنهان ندارد.

مصدر : سایت نوار اسلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 21:0  توسط سعید میرزایی  |